ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )

929

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )

بنام « بديعه » [ 1 ] تأليف كرد كه از لحاظ ترتيب از بهترين و بديع‌ترين كتب بشمار ميرفت و تا اين روزگار هم آن كتاب در ميان پيشوايان دانشمندان متداول است و آن را قرائت ميكنند و ببحث و تحقيق در آن ميپردازند و بسيارى از عالمان غير عرب بشرح آن دلبستگى نشان داده‌اند و تا اين دوران وضع بر اين منوال است . چنين است حقيقت فن اصول فقه و تعيين موضوعات و شمارهء تأليفات مشهور آن تا اين روزگار . و ايزد ما را بدانش بهره‌مند فرمايد و باحسان و كرم خويش در شمار اهل آن قرار دهد ( همانا او بر هر چيزى تواناست ) [ 2 ] . خلافيات بايد دانست كه مجتهدان در اين دانش فقه ، كه از ادلهء شرعى استنباط شده است بر حسب تفاوت افكار و مشاعر با يك ديگر اختلاف كرده‌اند و چنان كه ياد كرديم اين اختلاف اجتناب ناپذير بوده است . و اختلافات ايشان در ميان ملت اسلام توسعهء عظيمى يافته و مقلدان مختار بوده‌اند از هر مجتهدى كه بخواهند تقليد كنند . سپس هنگامى كه كار تقليد به پيشوايان چهارگانه [ 3 ] منتهى گرديد كه از علماى شهرهاى بزرگ بودند و مردم منتهاى حسن - ظن بايشان داشتند ، آن وقت تنها مراجع تقليد آنان بودند و مردم منحصرا از پيشوايان مزبور تقليد ميكردند و تقليد از غير آنان ممنوع گرديد ، زيرا رسيدن بمرحلهء اجتهاد كارى دشوار شده و بگذشت زمان دانشهائى كه از مواد آن بشمار ميرفت بشعب گوناگون تقسيم يافته بود و كسانى هم يافت نشدند كه در جز اين مذاهب چهارگانه ( حنفى و مالكى و شافعى و حنبلى ) بحث و تحقيق كنند و بالنتيجه اجتهاد از ميان رفت و مذاهب چهارگانه اصول اساسى مذهب اسلام بشمار رفت و

--> [ 1 - ) ] در چاپهاى مصر و بيروت « بدايع » . [ 2 - ) ] اشاره به : وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ 30 : 50 س : 30 ( الروم ) آ : 50 اين آيه در چاپ پاريس نيست . [ 3 - ) ] يعنى : ابو حنيفه متوفى بسال ( 150 ه ) و امام مالك متوفى بسال ( 179 ه ) و شافعى متوفى بسال ( 204 ه ) و امام احمد بن حنبل متوفى بسال ( 241 ه )